مگسها داستان مگسها از ایستگاه راه آهن مکزیکوسیتی آغاز می شود جایی که عده ای از مردم شهر مانند : کارمندان، سیاستمداران، افسران ارتش سابق مدرال و.... و خلاصه همه کسانیکه از سر کوته نظری به ژنرال« وی یا » دلبسته بودند، می کوشند بنگرد تا به تصور خودشان به دست سربازان سرخپوست قبیله « یاکی» کشته نشوند. این فراریان ترسان در یک واگن بهداری در قطار حمل احشام جمع می شوند و آنجا در سراسر شبی هولناک، به رایزنی درباره حوادث آینده می پردازند.

آسوئلا ، داستان مگسها را بر اساس واقعیتهای زنده سالهای انقلاب نوشته است ، در واقع می توان گفت این کتاب صفحاتی از دفتر خاطراتی است که تحت تاثیر رویدادهای واقعی نوشته شده است . در این کتاب طنز به کاملترین شکل خود می رسد،یعنی طنز تلخ و گزنده انتقادی – اجتماعی. نویسنده بجای توصیف نبرد ها در جریان انقلاب ، به نشان دادن اثرات انقلاب بر فرصت طلبان ،ضعفا و یاخته های بی ارزش اجتماع و نظامهای سست اجتماعی اکتفا می کند .افراد ضعیف النفس دائما در هراس سربازان کارانزا به سر می برند و در برابر مامورین حکومتی «وی یا» سر تعظیم فرود می آورند، آنها بی هدف و سوداگرند زمانی به دیاس، سپس به ماده رو ، بعد به اوئرتا، و سر انجام به« وی یا» خدمت می کنند. برای آنها غرور سیاسی و یا حتی داشتن طرز فکری مستقل ، مهم نیست ، مهم آن است که زنده بمانند خوب بپوشند - مانند افراد خانواده« رهیس ته یس» - خوب بخورند و از زندگی لذت ببرند .
این داستان دارای منطقی گزنده است : انقلاب پس از پیروزی در اولین قدم فرزندان حقیقی خود را می بلعد وآنچه به جای می ماند، مگسهای پستی هستند که به گرد شیرینی در صدر امور مملکتی قرار می گیرند.
سطح این کتاب منقطع و تلگرافی است ، حرکت متناوب و پر لرزه قطار ، حالت عصبی فراریان ترس آشکار آنها را تداعی میکند. مکالمات مقطع و تکه تکه، تغییرات تند ناگهانی در سوژه و مکان بلاهت و سبک مغزی آشکار مارتا - مادر خانواده- و خانواده هراسانش که از هر فرصتی برای چاپیدن دیگران استفاده می کند ، به طور کلی تصویری برجسته از آشفتگیهای مکزیک نابسامان دوران انقلاب را ارائه می دهد که به یاد ماندنی و عبرت انگیز است!!
نوشته : ماریانوآسوئلا
منبع : Iketab